معرفی کوتاه وبلاگ  

کافه خاطره ، گذری است برای آدم های خاطره باز .

وبلاگ کافه خاطره

 

 

 


سلام لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمائید از کی به وبلاگ نویسی مشغول شدید؟

بهم می گن کتایون . از پدرم حسینیان بهم رسیده . سلام ! من کتایون حسینیان هستم . متولد 9 ام تیرماه 69 .

از سال 85 وبلاگ می نویسم و کارم رو با یک وبلاگ سینمایی شروع کردم .

هدفتان از وبلاگ نویسی چه بود؟آیا به اهداف خود رسیده اید؟

هدف برای من شریک شدن یک سری دغدغه ها با دیگران بود ( و صد البته خونده شدن ) ک خوشبختانه بله ب هدفم رسیدم . مخاطب های خاص خودم رو دارم ک لطف شون همیشه شامل حال من شده و مطالب ام خونده شدن و نظرات جالبی هم گرفتم و تجربه های بزرگی کسب کردم . تجربه هایی ک راه زندگی ام رو حتی عوض کردن .

می دونید حس خیلی قشنگیه ک خونده بشی و نقد بشی . اونم از طرف یک سری آدم ک ندیدی شون و می دونی ک نقدهاشون بر اساس قضاوت و شناخت قبلی از تو نیست . و همین نقدها خیلی کمک می کنه ب بهتر بودن . واسه همین در میانه راه وبلاگ نویسی یک سری اهداف جدید برای من تعریف شدن ک سعی می کنم ب اونا هم برسم :)

 چی شد پرشین بلاگ رو انتخاب کردی؟

من از اون زمان ک پرشین بلاگ دات کام داشت باهاش کار کردم ! پرشین بلاگ پاسخگوی همه نیاز های من بود . هر چیزی ک احتیاج داشتم برای داشتن یک وبلاگ خوب رو داشت . الانم بهش خیلی عادت دارم و حتی اگه سرویس بهتری هم بیاد رو دستش ( ک نمیاد ! ) باز هم نمی تونم برم جای دیگه ای !

 به نظر شما کدام از اهمیت بیشتری برخوردار است؟خودتان از نوشتن لذت بیشتری ببرید یا مخاطبین از خواندن مطالب شما لذت ببرند؟؟

خب نمی شه دقیقا گفت . ولی مسلما وقتی من دارم وبلاگ می نویسم یعنی اینکه دوست دارم بقیه بخونن و لازمه اش اینه ک بقیه دوست داشته باشن اون مطلب رو ک شروع کنن به خوندن . و من همیشه می گم وقتی خودت چیزی رو دوست نداشته باشی نمی تونی انتظار داشته باشی ک بقیه هم خوششون بیاد و همیشه وقتی یک پست رو دارم می نویسم اول باید خودم ازش لذت ببرم ک بعد لذت خوندنش رو با کسی شریک بشم . پس دو طرف رو حفظ می کنم و بیشتر سعی می کنم در حین نوشتن نگاهم ب مخاطب ام باشه . و عموما مطالب اجتماعی سعی می کنم بنویسم و موضوعاتی رو انتخاب می کنم ک شامل حال همه بشه و باهاش همذات پنداری کنن .

روزانه وبلاگتو به روز می کنی یا هفتگی ؟

یک دوره ای بود خیلی فعال بودم . روزانه نویسی می کردم . اما الان کم کار شدم ! البته مشغله درس و زندگی هم هست . گاهی هفتگی گاهی ماهی یکی دو بار .

تا حالا شده از مطالبت توی وبلاگ های دیگه استفاده بشه بدون اجازه ؟ چه حسی داری؟

بله زیاد دیدم . اوایل ناراحت می شدم ک چرا بی اجازه اما بعد ها ب این نتیجه رسیدم ک تا زمانی ک خوب نباشی سعی نمی کنن  مطالبت رو بردارن و ب نام خودشون استفاده کنن . پس از اون ب بعد خیلی ناراحت نمی شم ! و البته اینم بگم ک کپی رایت مساله ای است ک باید شدیدا فرهنگ سازی بشه بین همه . بودن دوستانی هم ک اجازه گرفتن و مطلب رو استفاده کردن ک من خیلی خیلی خوشحال شدم و این اجازه رو با شادی بهشون دادم ! ک همین جا مجددا ازشون تشکر می کنم ک نوشته های من رو قابل پست توی وبلاگشون دونستن .

 توی وبلاگ نویسی خاطره داری برامون تعریف کنی؟

 وبلاگ نویسی برای من یعنی زندگی . من همه روزهام رو با دوستانم شریک می شدم . پس خاطره خیلی هست . خاطرات خوب و بد . بهترین هاش روزایی بود ک با فنز پرشین بلاگ همکاری می کردم . چون خیلی خوشحال بودم ک می تونم کمک کنم ب پرشین بلاگ و می تونم مفید باشم !


بهترین وبلاگی که توی پرشین بلاگ دیدی؟

خیلی زیاده . خیلی . بخوام نام ببرم حوصله همه سر می ره !

 بهترین کامنتی که داشتید؟

اینم خیلی زیاده . اما از آقای نجف زاده و خانم زندی کامنت هایی داشتم بر نوشته هام ک خیلی برام امیدوار کننده بودن .

نقطه ایده آل وبلاگ شما چیست؟

این رو باید از مخاطبین پرسید .

به وبلاگ خودتان از 20 نمره چند می دهید؟

وبلاگ مثل بچه آدم می مونه . هیچ مادری نمیاد از بچه اش بد بگه و بهش نمره کامل نده . قضیه همون بچه سوسک اس ک رو دیوار راه می رفت ! این رو هم باید از دوستان پرسید .

مولفه های جذب مخاطب از نظر شما چیست؟

شاید همه بگن ظاهر خیلی مهم نیست . اما ب نظر من یک ظاهر خوب ( حالا از قالب گرفته تا دسترسی های آسان ب مطالب و دسته بندی شده و سبک و حتی فونت و سایز نوشته ) خیلی ب جذب مخاطب کمک می کنه . اینکه وقتی یکی میاد احساس راحتی بکنه با محیط و حس خوبی داشته باشه و گیج نشه . و مهم تر از اون یک نوشته قوی هست . شما شاید یک جمله بنویسی اما انقدر خوب باشه ک یک نفر روزی چند بار بیاد و بخوندش . پس اول نوشته خوب دوم ظاهر خوب ب نظر من ملاکه .

زمانی برای اتمام وبلاگ نویسی در نظر گرفته اید؟

من خیلی تصمیم گرفتم ک دیگه ننویسم . اما ننوشتن برای کسی ک عاشق نویسندگی ئه مثل ی جور خودکشی هنری می مونه . پس پاسخ ام خیره ! تا وقتی زنده ام می نویسم . اونم تو جایی ک ب من عشق ب نویسندگی داد . یعنی همین وبلاگ ام توی پرشین بلاگ .


در مورد پرشین بلاگ چه نظری دارید؟ با طرح پیشنهاد و انتقاد خود ما را همراهی کنید.

پرشین بلاگ ب من اعتماد ب نفس نوشتن داد . باور کنید از دل همین وبلاگ نویس ها فردا روزی نویسنده های بزرگی بیرون میان . فقط این رو بگم ک پاینده باد پرشین بلاگ و تیم قوی پشت این سرویس .
تنها یک مساله ای هست اینکه ای کاش می شد روی پرشین بلاگ بدون خرید هاست دامنه انداخت . چون کسایی ک می خوان وبلاگشون رو تبدیل ب سایت کنن اگه بخوان توی پرشین بمونن باید هزینه سنگین هاست رو هم بپردازن .

با این حال ممنونم ب خاطر همه خوبی هاتون :)

درباره کلمات زیر ، کوتاهترین عبارتی که به ذهنت میاد چیه؟

خدا : بهترین دوست

عشق : مامانم

پرشین بلاگ : برای من نقطه شروع یک راه متفاوت

دکتر مهدی بوترابی : بهترین

خانم پولادزاده : مسئول

نگار نیک نفس :  گل ب معنای واقعی

 

حرف آخر!

من عاشق وبلاگ ام هستم نه به خاطر خودم ، که به خاطر شما ! کسایی که حتی برای یکبار اومدن خوندن ، نظر دادن و رفتن ، اونایی که موندن ، اونایی که باعث پیشرفتم شدن ، اونایی که همدل بودن ، اونایی که درک کردن ... و من ممنونم ، ممنونم از همه شما ، از این همه مهر و محبت . پس باشید ک من در کنارتون احساس می کنم بهترین و خوشبخت ترین آدم دنیام . ممنون :)

( و با تشکر از خبرنگار افتخاری این مصاحبه : خانم نگار نیک نفس )