معرفی کوتاه وبلاگ  

بلاگ سیگار و اسپرسو دل نوشته هایی ـه که من برای رها شدن از حس های بدم بهش پناه میبرم. تلخ ـه تلخ ـه تلخ...

 

http://sigaroespersu.persianblog.ir

 


سلام لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمائید از کی به وبلاگ نویسی مشغول شدید؟

سلام... آرمان... آرمی... خاکستر... خیلی وقته مینویسم... اولین پست از اولین بلاگم رو تو تاریخ پونزده بهمن سال هشتاد و یک نوشتم... این چهارمین بلاگیه که دارم و داخلش مینویسم..

هدفتان از وبلاگ نویسی چه بود؟آیا به اهداف خود رسیده اید؟

در ابتدا از روی کنجکاوی که اصلن این بلاگی که میگن چیه و چه طوری ـه مینویشتم... اما بعد از کمی تبدیل شد به جایی برای دل نوشته هام...

آرمان روزی چند نخ سیگار میکشی؟

نه من سیگاری نیستم...

پس چرا سیگار و اسپرسو  شد اسم وبلاگت؟

من نه سیگار میکشم نه اسپرسو میخورم... قصدم از انتخاب این اسم فقط و فقط تاکید روی تلخی بیش از اندازه متن هام بود...

چرا به این شیوه نگارش علاقمندید؟

در حالت عادی راهی رو سراغ ندارم برای بیان احساسات درونیم... بلاگم این مسئولیت رو بدوش میکشه...

 چی شد پرشین بلاگ رو انتخاب کردی؟

اولین بلاگم توی پی بی بود و داخلش راحت بودم... به سرویس دهنده های دیگه هم سر زدم... اما دست آخر برگشتم به پی بی...

 به نظر شما کدام از اهمیت بیشتری برخوردار است؟خودتان از نوشتن لذت بیشتری ببرید یا مخاطبین از خواندن مطالب شما لذت ببرند؟؟

من برای مخاطب نمی نویسم... صرفن میخوام خودم رو خالی کنم... که ممکنه بعضی ها با من هم عقیده باشن و کامنت های موافق بزارن و خیلی ها هم خوششون نیاد و  alt+F4 رو بغل کنن...

روزانه وبلاگتو به روز می کنی یا هفتگی ؟

زمان دقیقی برای آپ شدن بلاگ ندارم... فقط وقتی که حالم خیلی بهم ریختس... اون موقع خود به خود صفحه مطلب جدید باز میشه و کلمه ها بدون هیچ گونه تفکری روی کیبرد جاری میشن...

تا حالا شده از مطالبت توی وبلاگ های دیگه استفاده بشه بدون اجازه ؟ چه حسی داری؟

یه چند باری شده... حتی یک نفر هم میخواست که با یه سری نوشته دیگه چاپشون کنه... حس بدی بهم دست داد و خواستم که جلوش رو بگیرم... اینکه چقدر موفق بودم هم اصلن مهم نیس...

 توی وبلاگ نویسی خاطره داری برامون تعریف کنی؟

خاطره نه... اما... دو تا اتفاق...

 من از این بلاگ دوستایی رو پیدا کردم که تو واقعیت مثلشون رو هیچوخ نداشتم... به بلاگم از این بابت هم مدیونم... و اینکه امسال توی روز تولدم یه پست گذاشتم که هر تیکه اش رو یکی از بلاگ نویس ها برام نوشته بود... هر وقت میخونمش بغض گلوم رو فشار میده...

بهترین وبلاگی که توی پرشین بلاگ دیدی؟

بلاگ خوب کم نیست توی پی بی... همینطور که بلاگ الکی هم خیلی زیاده... اما دو سه تا بلاگر خوبی که میشناسم تو پی بی نیستن..

 بهترین کامنتی که داشتید؟

یه سری کامنت از یه آدم نما... کلی فحش و بد و بیراه... اونم به مدت تقریبن یک سال پیاپی...

میگن هر وقت دیدی دشمن داری به خودت امیدوار شو... هـه...

به وبلاگ خودتان از 20 نمره چند می دهید؟

به بلاگ نمره ای نمیدم... به خودم صفر میدم که توانایی خالی کردن حس های بدم رو ندارم و مجبورم سر بلاگ خالیش کنم...

زمانی برای اتمام وبلاگ نویسی در نظر گرفته اید؟

بارها بلاگ رو بستم و دوباره بازش کردم... میگن بلاگ نویس ها پایانی ندارن... اینو خودم حس کردم... اما فقط وقتی قلمم بخشکه دیگه نمی نویسم...

در مورد پرشین بلاگ چه نظری دارید؟ با طرح پیشنهاد و انتقاد خود ما را همراهی کنید.

پرشین بلاگ خیلی وقته یه جا داره در جا میزنه... امکانات کوچیک گاهی بهش اضافه میشه... پی بی سایت بزرگیه... بهتره برای بهتر شدن از فکر های تازه استفاده کنه...

درباره کلمات زیر ، کوتاهترین عبارتی که به ذهنت میاد چیه؟

سیگار و اسپرسو: تنفس مصنوعی...

خاکستر: اون روی چهره...

دوزخی: فرمانده...

اشک لیــلی: سکوت...

عشق : توهم...

فرهاد مهراد: صدای بی صدا...

کتاب مورد علاقه: میرا...

موزیک مورد علاقه: راک...

پرشین بلاگ: امکان...

حرف آخر!

ابتدا از شما سپاسگزارم برای ترتیب دادن این مصاحبه...

و امیدوارم به روزای بهتر...

به قول شاهین نجفی: این روزا من به این امید زنده ـم... این وضعیت عوض میشه میدونم...

( و با تشکر از خبرنگار افتخاری این مصاحبه : خانم نگار نیک نفس )