معرفی کوتاه وبلاگ

جهنم افکار

http://amed1.persianblog.ir

وبلاگ جهنم افکار همونطوری که در توضیحش نوشتم بخاطر افکار مختلفی که در سرم بوجود اومده و میاد بخصوص مطالب نقد در همه موارد اعم از اجتماع ، هنر ، مدیریت و ... و در بعضی موارد از فوران کردن حسهای مختلف که بخاطر موقعیت شرایطی که توش بودم پست های مختلفی نوشتم البته بعضی از نوشته ها هم برای دیگران است که سعی بر این شده اگر منبعش رو می دونم بنویسم. 

 

 

سلام لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از کی به وبلاگ نویسی مشغول شده اید؟

 سلام  من آمد حقانی هستم

متولد 11 خرداد1361طهرون

آمد جزو اسم‌های نادر تهران و مختص تهران بین سالهای 1220 تا 1326 است. یک اسم تهرانیه که مال محله اودلاجان بوده . به معنی تنها هست .

در سال 76  توسط یکی از اساتیدم جرقه نوشتن در من زده شد ایشون از من خواستن که داستانی علمی تخیلی برای جشنواره ژولورن که در لندن برگزار می‌شد بنویسم که من نوشتم ولی متاسفانه ارسال نشد .

 در سال 73-74 در مجله‌های مختلف به صورت خواننده مهمان مطلب می نوشتم تا سال 78 که با اولین مجله ژورنال ایران که فرهنگی اجتماعی هنری سیاسی می نوشت به نام ایران جوان اشنا شدم و به صورت خبرنگار نفوذی با اسم مستعار شروع کردم به نوشتن و بعد در مجله نیمرخ شروع به کار کردم که متاسفانه این مجله به ده شماره هم نرسید و بسته شد و بعد مجله هفته که به یک ماه نکشید و بسته شد.

شعر میگفتم ، تاتر بازی می کردم ، یه فیلم هم بازی کردم ، افکتگر تاتر بودم،نوازنده پرکاشن،دکورزن،سبک نیو کنگ فو ورزش اصلیم،ععشقمم سفر کردنه.، اینترنت هم بهترین تفریح البته بعد از مطالعه .

ودر سال 82 با مقوله وبلاگ آشنا شدم که با یکی از دوستان در وبلاگش می نوشتم که بعد از چند وقت وبلاگ رو منهدم کرد و سال 84 وبلاگ جهنم افکار رو شروع کردم که تا امروز هنوز روپاست البته با کمی تغییر .

سال 87 هم یک وبلاگ گروهی راه اندازی کردم که در حال حاضر4نویسنده دارد.


 هدفتان از وبلاگ نویسی چه بود ؟ آیا به اهداف خود رسیده اید ؟

هدف اول و نهاییم این بود و هست که نقد سالم رو گسترش بدم و در حوزه تخصص هایم معایب و مزایا را نشان دهم تا خواننده بدون آنکه تجربه کند از تجربیات بدون هیچ هزینه ای استفاده کند .البته در بعضی از مطالب که حسی بوده خواننده می توانسته هر برداشتی انجام دهد .

در مورد سوال دومتون باید بگم والا نه هنوز به هدف اصلیم نرسیدم .

چی شد پرشین بلاگ رو انتخاب کردید ؟

عرضم به حضورتون وقتی با اون دوستم شروع به وبلاگ نویسی کردم چون ایشون با پرشین بلاگ شروع کردند ناخوداگاه من هم جذب شدم و پرشین بلاگ شد خونه من .

به نظر شما کدام از اهمیت بیشتری برخوردار است : خودتان از نوشتن لذت بیشتری ببرید یا مخاطبین از خواندن مطالب شما لذت ببرند ؟

این مقایسه دقیق موازی هم هستند چون تا من از نوشتن لذت نبرم نمی تونم مطلب رو خوب بیان کنم و وقتی خوب بیان نشه خواننده هم لذت از خوندن نمی بره رو همین حساب تا من لذت نبرم از نوشتن و انتخاب مطالب بی شک ین حس رو نمی تونم انتقال بدم به خواننده البته این رو هم فراموش نکنیم که ممکنه چیزی که من نوعی دوست دارم شاید خواننده به هیچ وجه خوشش نیاد .

روزانه وبلاگت رو به روز می کنی یا هفتگی ؟

خیلی دوست داشتم وبلاگم روزانه به روز کنم اما مشغله زندگی اجازه این کار رو نداد .البته عزمم رو جزم کرده بودم که روزانش کنم اما بخاطر مشکلی که برای وبلاگم بوجود اومد و آمار خواننده های وبلاگم بخاطر اون مشکل روز به روز کم می شد دلسردم کرد تا جایی که ماه به ماه به روز هم نمی کردم و وبلاگ گروهیم رو به روز می کردم البته هفتگی ولی الان می خوام نزدیکش کنم به روزانه به روز کردنش .

تا حالا شده از مطالبت توی وبلاگهای دیگه استفاده بشه بدون اجازه ؟ چه حسی داشتی ؟

اگه استفاده بشه ام نزدیکش کنم به روزانه بهروز کردنش .

 ماه به ماه به روز هم نمی کردم و وبلاگ گروهیم رو به روز می کردم البته تا حالا ندیدم اگر هم شده نوش جونشون (خنده)ولی خوم سعیم بر این بوده اگر مطلب رو میدونم مال کی بوده یا توی وبلاگی اومده سعی کردم منبعش رو بنویسم .

توی وبلاگ نویسی خاطره ای داری برامون تعریف کنی ؟

خاطره تا دلت بخواد اما یکیش برام خیلی جالبه که:

من کارت ویزیت آدرس وبلاگم رو در تیراژ بالا چاپ کرده بودم و هرجا می رفتم کارتمو تو اونجا میذاشتم . که بازدید وبلاگ بیشتر بشه .یکبار داخل اتوبوس به سمت انقلاب(طهرون)می رفتم موقع پیاده شدن کارت ویزیت وبلاگم رو گذاشتم روی صندلی و وقتی رفتم پایین دیدم یکی اومد دنبالم و خودش رو معرفی کرد و گفت این آدرس شماست ،گفتم چطور؟که گفت من جهنم رو می خونم اما به نظر نمیاد شما صاحبش باشی !خلاصه بعد از حدود یک ساعت و نیم که گرم گفتگو بودیم کلی لذت بردم که یکی از بهترین خواننده های جهنم افکار اینقدر پیگیر بود که نشست در مورد وبلاگ با من صحبت کرد .روز خوبی بود برام که توی دنیای به این بزرگی شاید تونستم نقش کوچیکی توی افکار داشته باشم .

بهترین وبلاگی که توی پرشین بلاگ دیدی ؟

وبلاگهای زیادی بود و هست وبلاگ جناب حسن شیرعلی ، پیمان دانشفر.

یه وبلاگی بود به اسم فهیم که هنوز با نویسندش در ارتباطم ولی متاسفانه وبلاگش رو بکل حذف کرد .قلم شیوایی داشت .

و یه وبلاگ دیگه بود که تخصصی بود و در مورد تمبرو کلکسیونری بود که متاسفانه هرچقدر گشتم آدرسش رو پیدا نکردم

بهترین کامنتی که داشتید ؟

یه کامنتی بود که دوست عزیزی که از خواننده های پروپاقرص وبلاگم بود بقدری خوب نقد کرد نوشته ام رو که خودم لذت بردم از داشتن چنین خواننده ای . نوشته ام در موردرفاقت مساویست با صددلار که ایشون از دید دیگه ای مطلب من رو نقد کرد نقدش نقدی بود بر شخصیت اصلی نوشته ام اینقدر گیرا بود که من فکر کردم ایشون هم اونجا بودند .افسوس که وقت برای نوشتن نمی ذاشت وگرنه نویسنده قهاری بود .البته ازش دعوت کردم برای همکاری اما حیف قبول نکرد . 

 

نقطه ایده آل وبلاگ شما کجاست ؟

ایده آل وبلاگم که توی ذهنم هست اینه که هیچ وقت هیچ عقیده ای رو به سخره نکشم و هیچ کس هم به خودش اجازه نده به عقاید من بی احترامی کنه .یعنی برای همه .

به وبلاگ خودتان از 20 نمره چند می دهید ؟

شاید کسانی که این رو بخونن بگن آمد چه با غرور به خودش نمره داده اما باید این رو بگم که این نمره نه بخاطر نوشته هام بلکه بخاطر اینکه وبلاگ جهنم افکار برای یک عده ای که شاید این مطلب رو بخونن ، میدونند که دریچه ای شد به شناختن بهترین ها و زنده شدن اون خوبی هایی که شاید خیلی ها فراموششون شده و الان اگر یکی از اون خوبی هارو ببینند چیزی می بینند درست مثل داستان سکه های دقیانوس و داستان اصحاب کهف .

پس با احترام به همه و بدور از هیچ غروری به وبلاگ نمره 19 رو میدم.

مولفه های جذب مخاطب از نظر شما چیست ؟

اول باید این رو متوجه باشیم که خواننده فهمیده است و نباید با کلمات با او بازی کنیم .

چه بخواهیم چه نخواهیم خواننده را می شود جذب کرد ، با ظاهر وبلاگ ، قالب وبلاگ ، مطالبی که عموم دوست دارند و... اما چگونه نگهداشتن خواننده که دائم باشد مهم است .

اولین مولفه اینه که اگر خواننده هر نظری داد در مقام همسویی با او قرار نگیریم البته در مقابلش هم جبهه نگیریم . بطور مثال در نوشته های مختلف هی میاد نظر میذاره که خوبه این ایراد نداره اما باید کاری کنی که این خوبه یا بده رو برات باز کنه که چی خوبه چی بد تا من وبلاگدار معایب و محاسنم رو بفهمم .

مولفه دوم که بنظرم خیلی مهمه و جواب داده به من اینه که من اگر خواننده خوبی برای نوشته دیگری باشم ناخوداگاه او هم بهترین خواننده من می شود .

مولفه بعدی اطلاع رسانیه البته این شاید از دید خیلی ها ناکارامد باشه البته در قسمتهاییش هزینه بر است ولی غیر هزینه ایش هم باز هم فراموش شده .

بهترین غذایی که شما دوست دارید ؟

من همه نوع غذایی رو دوست دارم اما عاشق ماکارونی واویشکای روسی و خوراک های ایتالیایی و اسپانیایی هستم

تا حالا شده غذاتون بسوزه ؟

اوه تا دلت بخواد (خنده)

زمانی برای اتمام وبلاگنویسی در نظر گرفته اید ؟

والا تا به حال بهش فکر نکردم اما بغیر از وبلاگهای فنز پرشین بلاگ و وبلاگ های خودم چند تا دعوت هم داشتم برای نویسندگی همکار که دارم روشون فکر می کنم . با این تفاصیر زمان اتمامی نمی بینم توی وبلاگنویسی (لبخند)

درمورد پرشین بلاگ چه نظری دارید؟با طرح پیشنهاد و انتقاد خود مارا همراهی کنید ؟

آخ دست گذاشتی رو دلم ( خنده )

همونطوریکه می دونیم پرشین بلاگ یکی از قدیمی ترین وبانفوذترین سایتهایی هست که خدمات وبلاگنویسی میده .اگر مسئولان پرشین بلاگ بتونه حمایت گسترده ای از وبلاگ داران بخصوص اونایی که قلم به واقع خوبی دارن داشته باشه می تونه هم به فرهنگ نوشتاری کمک کنه و هم امتیازی به امتیازاتش اضافه کنه .

مورد بعدی این گزینه می پسندم که در زیر پست هست رو برداره .این به نظرم مثل دفتر حضور و غیاب هست فقط حاضری میزنه .

اگر مسئولان پرشین بلاگ مسابقات وبلاگ نویسی رو در زمینه های مختلف برگزار کنند ناخوداگاه از هر قشر وبلاگداری جذب می شود تا بتواند بهترین نوشته ها را از خود خلق کند .

 درمورد کلمات زیر کوتاهترین عبارتی که به ذهنت میرسه  چیه؟

خدا :دلم براش میسوزه با این بنده هاش

عشق:چیزی که همه ازش بد میگن اما همه ادعا می کنند عاشقند

پرشین بلاگ:خونه وبلاگنویسان

کدبانوی دیجیتال:کوکوسبزی با خازن 1800

پشت نقاب شب: تنهایی من و من

آشپزی:دوسشون دارم

دکتر مهدی بوترابی:تبلت

خانم پولادزاده:مدیری که ادعای آنلاین بودن داشت ولی  هنوز تا هنوزه جوابم رو نداده  

نگارنیک نفس:رییس خوشرو

اکبر وکیلی تجره :اس ام اس به خدا

بهترین غذا:واویشکای روسی

حرف آخر :

وبلاگ نویسارو باید حلواحلواشون کرد چون خودشون هزینه می کنند وقتشون رو میذارند و برای اعتلای فرهنگ زحمت می کشند می نویسند حتی با کپی کردن نوشته های دیگران ،ایشالا یه روزی بشه که قدر این کیبوردنویسان رو بدونند . بخصوص هواداران که به نوعی بیشتر در چم و خم کار هستند و در گود هستند .

یه آرزو همیشه به وبلاگنویسا که کامنت میذارم براشون اینه که: قلمتون همیشه پرجوهر و احساستون پایا برای نوشتن .  

( و با تشکر از خبرنگار افتخاری این مصاحبه : خانم نگار نیک نفس)