مصاحبه ویژه با بهنام ترین مدیر اسبق فنز پرشین بلاگ

  سکانس اول

 

 

 

تا بینهایت دور

 

http://behnamtarin.persianblog.ir

 

 

سلام بهنام جان ( بهنام ترین ) خوبی تو؟

آخرش چی شدم؟ بهنام جان یا بهنامترین؟ بهنام جان یاد بادمجان میندازتم 

خوبم تو خوبی؟ فنز خوبه؟ پرشین بلاگش خوبه؟

 

بهنام ترین مشتاقم که مختصری از زندگیتان را از زبان خودتان بشنوم.

بعد من مثلا بگم خب! جای تعجب داره؟ این سوالی بود؟ یا خبری بود یا چی؟

مختصرش میشه بهنام آقایی ، متولد تهران با نصب بروجردی ، متولد دی 62 .

 دیپلمه ی برق صنعتی و کار آموز برق ساختمان و کارتن خواب اینترنت

بازم مشتاقی؟:دی

 

بهنام ترین ازکی وبلاگ نویسی رو شروع کردی ؟یعنی جرقه وبلاگ نویسی رو چه کسی یا چیزی زد؟

 

از کی ش که انگار از سایت 84 باید باشه ، البته من خودم فکر میکنم بیشتره

ولی شواهد میگه که نه همون فروردین 84 هست . جرقشم بیشتر یکجور

حسادت بود ،

یکی از دوستام یه چند خط شعر نوشته بود بعد من میخواستم بهش بگم ازت

بهتر می نویسم منتها نمیخواستم مستقیم باشه. همینجوری میگشتم که

رسیدم به پرشین بلاگ یه وبلاگ ساختم و توش نوشتم و یواشکی لینکش رو

رسوندم به طرف  :دی . البته جنس خوب هم بی تاثیر نبود ، یادمه اون موقع ها

تبلیفات سرعت حول 36 میچرخید . مثلا یه شرکت اینترنتی برای گرفتن بازار از

رقیب سرعت 36 کیلوبایت میداد J) اونم با کلی منت و پول و قطعی و اینا . بعد

شرکتی که توش کار می کردم گفته بود تعطیلات عید باید برم سرکار . و خب

قرار بود برای تعمیرات من تنها برم و سرعت اینترنت اونجا 512 بود . فکر کن.

اون موقع 512 . منم توی اون تعطیلات میشه گفت معتاد شدم به طوری که

رفتم اینترنت ای دی اس ال گرفتم 4 ماه بعدش.

 

بهنام ترین چه احساسی داشتی وقتی که وبلاگ نویسی رو شروع کردی؟

احساس خاصی نبود. حقیقتش نمیدونستم دارم چیکار میکنم. حتی نمیدونستم

 که ممکنه جرم باشه یا خطر داشته باشه

 

کلا بهنام آدم بی احساسیه لبخند

 

 هدفت از وبلاگ نویسی چه بود؟

 

 هدف؟ راستش هیچی . یعنی شاید باورت نشه اکبر ولی اصلا فکر نمی کردم

تا الان که هیچ تا یک سال بعدش ادامه بدم

 

 نظر شما درباره ی وبلاگ چیست ؟  

 

وبلاگ چیز خوبه اگر بازدیدش رو بیشتر کنن J .خدمت اکبر خان عرض کنم

حقیقت اینه که نه میشه بهش گفت یه چیز شخصی چون یهو میبینی بدون

اینکه خودت بفهمی توی یه نظر سنجی رنبه آوردی نه یه چیز رسمی منتهاش

باور کنین اگر هر کسی که وبلاگ داره وبلاگ رو نداشت الان شاید یک جای دیگه

و یکجور دیگه زندگی می کرد . مسیر زندگی رو عوض میکنه. یه چیزیه که باید

باشه . حالا یا روز نوشت یا دست نوشت . مشترک ، تکی ، تیمی ، باس باشه

 

 چه وبلاگ‌هایی را می‌پسندی؟

 

برایت مهم است چه چیزی بنویسند؟ کلا دوست دارم محتوای مفید باشه. حالا

یا فارسی تولیدی یا ترجمه ی از منابع معتبر خارجی و از همه مهمتر اطلاعات

سالم و کامل فارسی و ترجمه ی اون به زبونهای زنده ی دنیا

 

 آیا این کامنت‌هایت تأثیر مطلوب تو را داشته است؟

 

الان نفهمیدم منظورت رو ولی فکر کنم منظورت اینه که از کامنتهایی که برام

گذاشته تاثیر گرفتم یا توی وبلاگنویسی کمکم کرده باید بگم که آره خیلی زیاد

 

 اگر یک پستت بعد از دو روز هیچ کامنتی نداشته باشد، دچار یأس می‌شوی؟

 

یاس که نه . منتها یه موقعی دیدم برای خود وبلاگ هم چیز خوبی نیست. برای

همین از یه تاریخی به بعد که یادم نیست کی هست همیشه اولین کامنت

مطلب خودم رو خودم گذاشتم. بسته به حال و هوای متن و خودم. بیشتر

شبیه به پی نوشت یک مطلب ، با این تفاوت که این پی نوشت رو کسی میخوند

که به کامنتهام رفته باشه

 

چرا کامنت‌ها نیاز به تأیید دارد؟

 

اکبر؟ کامنتای من؟ نداره ها؟ اما اگر منظورت کلیه که خب یک چیز طبیعی

 هست. آدمها همیشه یک چیزی برای مخفی کردن داشتن.کامنتم یکیش

 

 به نظرت رفتار وبلاگی بهنام ترین تابع چه اصلی است؟

 

تابع رفتار وبلاگی جامعه مجازی. بسته به موقعیتش .باورت نمیشه من خیلی

وبلاگ دارم و توی خیلی از وبلاگ سرویسها. بسته به موقعیتش و حال و

حوصلم یکیش رو به روز می کنم

 

چه کاری برای بالا رفتن مشارکت خواننده‌ها در وبلاگ کرده‌ای؟ در نوشته‌هایت

کار خاصی می‌کنی، یا با کامنت گذاشتن‌های این طرف و آن طرف، یا چیز دیگر؟

من تا الان نه گمونم که کامنتی گذاشته باشم که بیا وبلاگم رو ببین یا لینکم کن

لینکت کنم. کامنت زیاد میزاشتم منتها همیشه مربوط به وبلاگ و مطلبی بود

 که خوندم. الانم بیشتر دوستام رو از همون کامنتها دارم. لینک دونی من سه

دو ساله دست نخورده . وبلاگی که بسته شده هم هنوز هست. وبلاگ برام

مهم بود و آدمش . نیازی به لینک شدن توی جایی نداشتم . یا کامنت تبلیغاتی .

اکبر پیش خودمون بمونه ،من ای دی اس ال گرفتم که با سرعت بیشتری پیج

کامنتا لود بشه و بتونم کامنت بزارم. که بیشتر بتونم کامنت بزارم ، منتها نه

 کامنت تبلیغاتی.

 

مخاطب نوشته‌هایت چه کسانی هستند؟ درک روشنی از مخاطب‌هایت داری؟

مخاطب که بعضی ها از سرچ میان. اونایی هم که میان و میخونن از  دوستام

هستن و بیشترشون رو میشناسم

 

با انگیزه‌ی حفظ مخاطب هم کار خاصی انجام داده‌ای؟ شده غیر از آن طوری

که می‌خواهی، یک رفتاری بکنی یا یک رفتاری نکنی، فقط برای حفظ مخاطب؟

 

یه بار یکی بهم گفت دیگه بسته اینجوری نوشتن بیا سبکت رو عوض کن . دیگه

خیلی تکراری شدی و اینا. منم دیدم راست میگه. رفتم سبک عوض کنم و بیام.

هنوز دارم میرم. نشد که بشه سبکش رو عوض کرد. مثل این میمونه که به یه

طراح سیاح قلم بگی بسته دیگه بیا عکس سیاه سفید بگیر. خب رنگش همونه

ولی حسش؟ نمیدونم شاید برگردم سر ژانر قدیمیم

 

 شغل، تحصیلات، بازدید وبلاگ در روز؟

کارگر. کارگر قالبهای صنعتی سایپا . تحصیلاتم که گفتم دیپلم . بازدیدشم که

 اصلا مشخص نیست ، یه روز 20 تا یه روزی 2 تا

 

چرا اسم وبلاگت را گذاشتی تا بی نهایت دور ؟ چرا مثل بعضی‌ها نگذاشتی

مثلاً بهنام .؟  گمونم آخر این سوالت یه علامت سوالت باید باشه.

خب تا بینهایت دور یه اسم بود که دوسش داشتم .

بیشتر مربوط میشه به اینجا که وبلاگ اصلیم از خودم خیلی فاصله داشته

داره .

من یه وبلاگ هم دارم به اسم از بینهایت نزدیک که خب اونم معنی خاص

 خودش رو داره برام. نگار اینجا رو به تو تیکه انداخته انگار

 

 کارهای فنی وبلاگت را خودت انجام می‌دهی؟

 

خب بعضیش رو آره. بعضیش رو نه. به خودم باشه ممکنه قالب نداشته باشه و

من باز به روزش کنم. معمولا یا علی بهابادی انجام میده یا نگار نیک نفس. 

 

توی چند درصد از نوشته‌هایت خودت هستی؟!

 

میشه گفت هیچ کدوم. به قول یکی از دوستام من موقع نوشتن مطالبم خودم

 نیستم

اولین مطلب وبلاگی که خواندی کجا بود؟

 

فکر میکنم سرچ کردم. شعر در مورد حسین پناهی .بعدش رسیدم به یه

وبلاگ.پرشین بلاگی بود . رفتم به آدرس اصلی و راقب شدم خودم یه وبلاگ

بسازم

 

 اولین پست وبلاگت به یاد داری ؟

 

 آره. یه پست همیشگی از طرف پرشین بلاگ بود. خوش آمد گویی مدیر سایت بود.

 

 بهترین وبلاگی که توی پرشین بلاگ دیدی؟

 

خب من وبلاگ خودم رو بیشتر از همه ی وبلاگا دوست دارم.البته ناگفته نمونه

که من وبلاگهای خیلی خوبی رو خوندم و توی بعضی از نوشته هام از کامنتی

که برای نوشته ی اونا گذاشتم استفاده کردم

 

 بهترین کامنتی که داشتید؟

 

خب من از آزاده نهاوندی و نگار پورشعبان کامنتهای خوبی داشتم. کامنتهایی

 که جواب کامنتهاشون خودش زمینه ی  پست جدید توی وبلاگم بود .

من از آدمهای بزرگ هم کامنت داشتم :دی.

و خب بعضی وبلاگها رو باید بخونم همیشه

 

 سه نفر از آدم‌های بزرگ دنیای وبلاگ و همچنین سه وبلاگ که به آن‌ها علاقه

دارید نام ببرید؟

 

آدمهای بزگ دنیای وبلاگ که اولیش رو باید از مهدی بوترابی نام ببرم . دومیشم

 از علیرضا مجیدی مدیر وبلاگ یک پزشک . و خب فکر کنم یکی از مهمترینها هم

 باید حسین درخشان رو نام ببرم که یکی از اولینهای وبلاگ نویس ایرانه

 

در مورد وبلاگ هم که وبلاگ خلسه های مترسک قبل از انتخابات رو دوست

 داشتم .

اون دوتای دیگه رو هم دوست ندارم بگم . اکبر فیلتر هستن بیخیال شو

 

 

 یه تعریف کامل از وبلاگت؟ شهری برای قدم زدن

 

خاطره بلاگی ؟

 

دیدن آزاده ی نهاوندی و نگار پورشعبان که تقریبا میشه گفت از نظر تاریخی با

هم بود و خب بعدش رفتن به دعوت آزاده به جلسات فنز و دوستی با مهدی

بوترابی و بعدش آشنایی با اعضای جدید فنز اقلیما پولاد زاده ، نگار نیکنفس .

محمد رضا شمشیرگر و همزمان دوستی با بچه های آکادمی داستان نویسی

فانتزی که باز هم زیمنه سازش آزاده ی نهاوندی بود.

 

کلا به این نتیجه رسیدم که آزاده خانم نهاوندی خوب بهنام رو اغفال کرده به قول نگار نیک نفس بزن زنگووووووووو

 

 سوالات خانوادگی :

 

بهنام جان فرزند چندم خانواده هستین؟ اول چطور؟

 

 بهنام رفتی خواستگاری؟ آره. یه بار .

 

اگه یکی از طریق کامنت ازت خواستگاری بکنه بهش فکر می کنی ؟ ( ازدواج وبلاگی )

 

حالا اگر نمی نوشتی ازدواج وبلاگی نمی فهمیدم یعنی. خب من اگر کسی

کامنتی ازم خواستگاری کنه حاظرم توی کامنت باهاش زندگی کنم. تا حتی

دهتا باشن با دهتاشون زندگی میکنم. منتها توی کامنت دونی :دی

 

پدر و مادرت و سایر اعضای خانواده ات وبلاگ دارن؟ نه . تازه مسخرمم میکنن

 

 عاشق کس خاصی هستی؟  نه . و گمون نکنم که عاشق هم بشم

 

رفتارت تو خانواده چطوره ؟ مخالف داری ؟ اوه. زیاد. من خودم مخالف

 همشونم من با خودمم مخالفم

 

 بهنام تو خانواده تخصصت فقط چیه ؟ آچار فرانسه هستم . همه جا

 ادامه دارد حکایت مصاحبه ما