ضمن سلام به شروین عزیز...
 شروین جان لطفا خودت رو معرفی کن و بگو از کی شروع به نوشتن وبلاگ کردی؟



www.shervinsa.persianblog.ir 

 

 

شروین تدین هستم متولد 2/6/1368   ساکن کرج و کرج رو هم خیلی دوست دارم . سال 85 بود و با یه وبلاگ خبری به اسم بریتیش7 شروع کردم که بعدها تبدیل به یه وبلاگ انسان دوستانه و جهت آگاهی از اتفاقات مثل مریضی ها و یا درصد فقر و ... ادامه دادم .


شروینسا. چرا این اسم رو برای وبلاگت انتخاب کردی؟
شروینسا یعنی مانند شروین  سا توی زبان فارسی معنی مانند رو میده مثل مهسا و یا پریسا شروینسا هم یعنی مانند شروین . برای این انتخابش کردم چون یه بعد دیگه از شخصیتم رو توش می بینم .


اون موقع که وبلاگت رو راه انداختی، آیا پی هدف خاصی بودی یا فقط برای اینکه تجربه تازه ای رو داشته باشی شروع به نوشتن وبلاگ کردی؟
خب من اولین وبلاگم کلا با یه تفکر دیگه ساخته شد . بیشتر حالت خبری داشت . بعد یه وبلاگ طنز راه انداختم . همزمان یه وبلاگ تخصصی کامپیوتر و کمی بعد یه وبلاگ تخصصی شعر و بعد هم وبلاگ اختصاصی خودم که شروینسا باشه . البته خیلی وبلاگ دارم اما همشو نمیشه نام برد . از این چندتا هم فقط شروینسا و هفت برگ شعر هستن که هنوز فعال هستن . البته یه وبلاگ هم دارم که تازه دارم می نویسمش و با همه ی وبلاگ هام فرق داره . اسمش"چند متر جلوتر" که با یه تفکر باز به زندگی نگاه می کنه .  ناگفته نمونه که از همه بیشتر شروینسا رو دوست دارم چون حرف دلم رو توش می نویسم .


در صورت داشتن هدف یا اهداف، میخوام بدونم که آیا بهش (بهشون) رسیدی یا نه؟
هدف خاص که داشتم هم تو وبلاگ تخصصی شعر و هم تو تخصصی کامپیوتر که البته کامپیوتره فیلتر شد . اما هنوز واسه آشنا کردن آدمها با اشعار ناب روی وبلاگ هفت برگ شعر کار می کنم . چند متر جلوتر هم که سیستم خاص خودش رو داره و با یه دید متفاوت به همه چی نگاه می کنه .


شروین بین قلم و کاغذ، کیبورد و مانیتور کدومش رو ترجیح میدی؟
قلم و مانیتور (البته یه موقع هایی کیبورد و کاغذ هم کار رو راه می ندازه) از خود راضی

شروین جان وبلاگت رو که میخونیم حس میکنیم بیشتر دلنوشته. دوست دارم خودت بگی توی وبلاگت بیشتر چه چیزی مینویسی؟ یا اینکه دلت میخواد راجب چه چیزهایی بیشتر بنویسی؟
نمیشه گفت دلنوشته چون بیشتر حول اتفاقاتی که اطرافم می افته می نویسم . مثل رابطه هام و یا دوستام . اما یه موقع هایی هم واسه دل خودم  می نویسم . البته بیشتر سعی می کنم حالت ادبی داشته باشه و مثل شعر باشه که همه باهاش ارتباط برقرار کنن. شعر های رسمی ام رو هم توش گذاشتم .


از بین این همه سرویس دهنده های وبلاگ، چرا پرشین بلاگ؟
خوب من خیلی اتفاقی پرشین بلاگ رو پیدا کردم . ناگفته نماند که توی سرویس های دیگه هم وبلاگ داشتم اما همشون رو بستم و فقط توی پرشین بلاگ فعالم . امکانات بیشتری داره و نمی دونم چرا من یه حس وطن پرستی به پرشین بلاگ دارم .البته من یه زمانی همکاری می کردم اون همکاری مهر پرشین بلاگ رو بیشتر به دل من نشوند .


به نظرت بیشتر کدوم مهمه؟ اینکه خودت از نوشتن لذت بیشتری ببری یا مخاطب وبلاگت از نوشته هات لذت ببرند؟
سعی می کنم مخاطب محور باشم ، اما خوب مخاطبهای من یه قشر خاصی هستن . همه نمی تونن ارتباط بگیرن با نوشته ها م . البته من همیشه از این رنج می بردم که کسی به نوشته هام اهمیت نده  بخاطر همین سعی می کنم جوری بنویسم که هم خودم راضی باشم هم مخاطب .


بهمون میگی هر چند وقت یه بار بلاگت رو به روز میکنی؟
معمولا 3 الی 4 روز اما شده که شاید 10 روز هم آپ نکردم ولی مطمئن باشید که حتما اشکالی تو کارام بوده چون وبلاگ برای من نقطه اتصالیه بین خودم و افراد جامعه ام .


تا به حال شده کسی بدون اجازه نوشته هات رو توی بلاگش استفاده کنه؟
شروینسا رو که نه چون حالت شخصی داره اما از بقیه وبلاگ هام چرا البته بودن کسایی که با ذکر منبع اینکارو کردن . اما خوب آدم بی انصاف هم زیاد پیدا میشه .


* (اگه آره دلم میخواد بدونم چه حسی داشتی و چه عکس العملی نشون دادی)؟
دلم می خواست وبلاگش رو هک کنم تا دودمانش به باد بره .

 

 


تو ضمینه وبلاگ و وبلاگ نویسی آیا اتفاق جالبی برات افتاده؟ یه چیزی تو مایه های خاطره.
آره . اولین جلسه ی رسمی پرشین بلاگ با وبلاگ نویسها بود سال 87 من اولین نفری بودم که وارد اون جلسه شدم در واقع میشه گفت اولین وبلاگ نویسی بودم که توی جلسه شرکت کردم. ناگفته نمونه که توی جلسه های آتی یکی از دوستامو که قبلا با وبلاگش ارتباط داشتم رو دیدم . (نگار نیک نفس) در واقع نگار اولین دوست وبلاگی من بود که من بصورت فیزیکی دیدمش . این یکی هم باحاله : توی آخرین جشن بلاگ دی فکر کنم سال 88 بود من عکاس بودم . وقتی بهاره رهنما وارد سالن شد (شهریاران جوان) من به طور عمدی بجای اینکه دوربین رو ببرم سمت اون و از خانم رهنما عکس بگیرم رومو کردم به دیوار و از دیوار عکس گرفتم . نمی دونم چرا ولی خیلی حال داد .


تو پرشین بلاگ، بهترین بلاگی که میشناسی رو بهمون معرفی میکنی؟
نمی تونم اسم خاصی بیارم چون خیلی  اهل امتیاز دهی نیستم اما در کل وبلاگ های ادبی رو خیلی بیشتر دوست دارم .


شده کسی برات کامنتی بزاره که باهاش بیشتر از همیشه ارتباط برقرار کنی؟ یادت هست برامون بنویسیش؟
آره . کامنتهایی داشتم که منو به گریه انداخته بقدری زیبا بودن و یا حتی کامنتهایی که باهاشون کلی خندیدم . یه موقع هایی اسم منو با خانم اشتباه میگیرن و یه کامنتایی می ذارن که باید بیای و ببینی .


نقطه ایده آل وبلاگت چیه شروین جان؟ آیا دوست داری وبلاگت رو تا کجا بالا ببری؟
می خوام دامنه براش بخرم . معروف ترش کنم و توی یه موقعیت از نوشته های خوبم یه  کتاب چاپ کنم .


از صفر تا بیست به وبلاگت چه نمره ای میدی؟
گفتم اهل امتیاز دهی نیستم اما خیلی بخوام خودم رو تحویل بگیرم 15  البته من مشکل فنی زیاد دارم خوب خیلی لینک ندارم حوصله ی کامنت بازی هم ندارم . البته توی اسن دو سال مشغول خدمت سربازی بودم که خود این قضیه تاثیرش رو میذاره .


فکر میکنی تو وبلاگت،  چه چیزی مخاطبت رو به خودش جذب میکنه؟
صداقت . من همیشه آدم صادقی بودم مخصوصا توی نوشته های . همیشه حس واقعی من رو می تونی توی نوشته های ببینی . همیشه هم سعی می کنم قالب های خاصی انتخاب کنم که چشم نواز باشه .


آیا فکر میکنی یک روزی وبلاگ نویسی رو تموم میکنی؟
هرگز . تا همیشه می نویسم .

 


*( اگه آره، اون روز فکر میکنی چه چیزی رو ممکنه جایگزین کنی؟)
اگه تعطیل کنم . کتابم رو جایگزینش می کنم .


بلاگت رو نگاه میکردم لینک زیادی ندیدم از وبلاگ های دیگه. میخوام بدونم وبلاگی که مورد علاقت باشه نداری یا وبلاگ زیاد نمیخونی؟
می خونم  دوست وبلاگی هم فراوان دارم و وبلاگ مورد علاقه هم دارم  اما اهل تبادل لینک نیستم . حداقل توی شروینسا . اما تو وبلاگ های دیگه ام چرا خیلی تبادل می کردم . البته اگر وقت پیدا کنم تا وبلاگی رو بررسی کنم و خوب باشه چرا که نه تبادل لینک هم می کنم . نمیخوام لینک هام وبلاگ های غیر فعالی باشن می خوام لینک هام هم مثل خودم همیشه به روز باشن .


اولین باری که وارد پرشین بلاگ شدی. میخوام بدونم حس خاصی داشتی یا گفتی اینم یه سایت مثل سایت های دیگه است؟
نه دروغ نمی گم . واسم عادی بود تا وقتی که به اون جلسات اومدم . از اون به بعد پرشین بلاگ برای من مثل یه بت توی دنیای مجازی شد . چونکه توی سه تا جشن باهاشون همکاری کردم . بلاگ دی 87 بانوان وبلاگ نویس 87 و شب یلدای87 بعد اونهم پرشین بلاگ کلا ریخت به هم .

 

نمایی از وبلاگ شروینسا


الان توی پرشین بلاگ مینویسی. پرشین بلاگ چه کاری رو انجام بده که بهتر و بهتر بشه و چه کاری رو انجام نده بهتره به نظرت؟
خوب من که از امکانات و اوضاع فعلی راضیم . اما اگر مدیران پرشین بلاگ حمایت بیشتری از وبلاگ نویسها بکنن . اوضاع خیلی بهتر میشه . چه تو زمینه فعالیت  های جنبی و چه تو زمینه فیلترینگ  آخه می دونی مثلا وبلاگ هفت برگ شعر من که توش فقط شعر گذاشتم یه مدتی فیلتر شده بود و هیچ علتی هم برای اینکار نبود . پرشین بلاگ اگر مقابل این فیلترینگ های اشتباه بایسته خیلی بهتر میشه . فعالت های جنبیش هم مثل سال 87 قوت پیدا کنه که عالی میشه . من با تمام وجودم باهاشون همکاری  می کنم .


در مورد کلمات زیر، یه عبارت کوتاه هر چیزی که به ذهنت میاد رو بگو لطفا.


خدا:یه موقع های سر به سرم می ذاره


عشق:هنوز کسی رو پیدا نکردم که توی وجودش عشق رو ببینم .


انسان:یه موجود هرزه


خورشید:خطر احتمالی برای نابودی زمین


شروینسا: شخصیت دوم من


دلتنگی: دیوونشم


پرشین بلاگ: شاید تو وجود کسی عشق رو پیدا نکردم اماعاشق پرشین بلاگم


فیسبوک: اگه فیلتر نبود کلیپ های بیشتری از خودم توش می ذاشتم .


قلم:یاد خط بدم افتادم


دست نوشته های بارانی:دوستی خوب


آبی:قرمزته



سوالی که دوست داری ازت پرسیده بشه و جوابش؟
والا انقدر سوال جواب دادم که فکر نکنم چیزی مونده باشه .


و حرف آخر:
از همه کسایی که به وبلاگم سر می زنن ، یه موقع هایی گیر میدن ، می خونن کامنت نمی زارن ، کامنت الکی می زان ، منو با دختر اشتباه می گیرن ، زنگ   می زنن در میرن ، فوت می کنن حرف نمی زنن  و همه برو بچه های فنز پرشین بلاگ تشکر می کنم .

امیدوارم روزی برسه که بتونم به اهدافم برسم و همچنین جامعه وبلاگ نویسان ایران حرف اول رو توی دنیا بزنه .