سلام به همه دوستاناول از همه سال ۲۰۰۸ رو به همه دوستان مسیح تبریک میگم. امیدوارم همه شما خوب و خوش باشید. مصاحبه اینبار با فاطمه عزیز از وبلاگ گل یخ هست که خوب خیلی ها هم می شناسنش . انتخاب یک وبلاگ برای مصاحبه واقعاً کار سختیه و بعضی از دوستان خوب وبلاگ نویس هم مصاحبه نمی کنند و این کار ما رو برای یک انتخاب سخت می کنه .خیلی از دوستان از نحوه انتخاب ما برای مصاحبه می پرسن و تصمیم گرفتم جریان اینبارو بگم . روزی که فاطمه خانم گل رو انتخاب کردم روزی بود که از ۳ نفر از دوستان وبلاگنویس خوب پرشین جواب منفی برای مصاحبه گرفته بودم و واقعاً دیگه گیج شده بودم .تو همون موقع سند تو آل فاطمه خانم که برای شرکت در یک جلسه برای پرشین بلاگ بود به دستم رسید . و ایشون هم که از وبلاگ نویسان خوب ما هستن و فکرش تو ذهنم جرقه ای زد .

شهزاد : سلام ... خوبین ... و .... و می خواستم با شما مصاحبه ای داشته باشم .. آیا وکیلم ؟

فاطمه : عروس رفته گل بچینه ...

شهزاد : برای بار دوم ..... سوم می پرسم وکیلم ؟

فاطمه : عروس داره چت می کنه ...

و خلاصه اینکه جواب بله رو از ایشون با خنده گرفتیم ... .

و به همین راحتی یک وبلاگ برای مصاحبه انتخاب شد ..همیشه برنامه ریزی خوب نیست.

                                                 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهزاد :خوب .. فاطمه جان هر چیزی رو که فکر می کنی برای آشنایی بیشتر لازمه بگو :

یه سلام به بزرگی آسمون‌ها به شهزاد عزیزم و دوستای بهتر از برگ گلم! فاطمه ملکی هستم.روز 5 اردیبهشت‌ماه سال 1361 نزدیک اذان صبح یه روز قشنگ بهاری، در بیمارستان اقبال تهران، چشم به این دنیای کوچولو باز کردم.دوران کودکی قشنگی داشتم، اونقدر که اگر بتونم به قسمتی از گذشته برگردم، ترجیح می‌دم به کودکی یا چهار سال دوره‌ی لیسانس برگردم.بزرگ شدم و سال 1379 در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی _ که عاشقش بودم و هستم _ و در واقع اولین انتخابم به عنوان رشته‌ی دانشگاهی بود، در دانشگاه علامه طباطبایی تهران قبول شدم و چهار سال از بهترین سال‌های زندگیم رو به قشنگی یه بهار سپری کردم.

شهزاد:از کی شروع به وبلاگ نویسی کردی و اولین وبلاگت همین گل یخ بود ؟و چرا گل یخ

دقیقاً 10 اردیبهشت‌ماه 1385 بود. قبل از اون، مدت‌ها بود که دوستانم می‌گفتند:«یه وبلاگ برای خودت داشته باش، تو که نوشتن رو دوست داری، به شعر و هنر هم علاقه‌مندی و ... برات خوبه»...منم که آخر کنجکاوی...منی که تا اون روز حتی خواننده‌ی هیچ وبلاگی نبودم؛ یعنی اصلاً وبلاگی رو نمی‌شناختم که دلم بخواد یا نخواد از مطالبش استفاده کنم.خلاصه کنجکاو شدم برم ببینم وبلاگ چه محیطی داره و آیا به دلم می‌شینه یا نه.همون روز وارد پرشین بلاگ شدم _ چون تنها سایتی بود که در زمینه‌ی ارائه‌ی خدمات وبلاگی می‌شناختم _ و رفتم سراغ ایجاد وبلاگ.راستش خیلی خوشم اومد از اینکه برای ثبت یه وبلاگ مراحل ساده‌ای رو باید طی کرد و همون لحظه من _ که در واقع کمی غافلگیر شده بودم_ از اونجا که به ادبیات فارسی(یا پارسی) علاقه‌ی ویژه‌ای داشتم، ترجمه‌ی ادبیات فارسی رو به زبان انگلیسی(Persian Literature) به عنوان آدرس وبلاگم انتخاب و ثبت کردم و روزهای آغازین کار، عنوان وبلاگم"ادبیات پارسی" بود؛ اما بعدها فکر کردم باید وبلاگم عنوان جذاب‌تری داشته باشه و شاید حدود یک ماه بعد عنوان رو به.::. گــل یــخ .::. تغییر دادم.من عاشق گل‌ها هستم و دلم می‌خواست اسم یک گل عنوان وبلاگم باشه؛اما نه هر گلی، گلی باشه که مثل.::. گــل یــخ .::. توی سرمای زمستون که هیچ گلی توان روییدن نداره، رشد می‌کنه و گل می‌ده و با عطر دل‌انگیزش مشام رهگذران رو نوازش می‌ده_گل یخ واقعاً این خصوصیات رو داره_گلبرگ‌هاش اونقدر زیبا هستند که دلت از تماشاشون سیر نمی‌شه و یادت می‌یاد تا شقایق هست زندگی باید کرد؛ حتی توی بدترین شرایط هم نور امیدی از طرف خدای مهربون به دل بنده‌هاش می‌تابه؛ نکته‌ی مهم اینه که گاهی ما بنده‌ها چشممون عادت نداره به دیدن اون نورهای لطیف... سرتون رو درد نمی‌یارم که پرحرف‌تر از .::. گــل یــخ .::. پرشین بلاگ، بلاگری به خودش ندیده!

اون اوایل اصلاً نمی‌دونستم درباره‌ی چی می‌خوام بنویسم؛ با نظرات دوستان عزیز،مخصوصاً اون‌هایی که از اول کار با من همراه بودند، کم کم خودم رو پیدا کردم و فهمیدم من چی باید بگم تا .::. گــل یــخ .::. بشم که امروز  دیگه لازم نیست برای تبادل لینک کامنت بذارم، فقط باید به کامنت‌های قشنگ دوستانم پاسخ بدم تا شرمسار مهربونی‌هاشون نشم.

نکته:گاهی که می‌بینم عنوان فیلم یا ترانه‌ای رو "گل یخ"گذاشتند و منظور در واقع گل یخی (Ice Flower (است و نه گل یخ، واقعاً تأسف می‌خورم.

شهزاد :در حال حاضر در چه وبلاگهایی فعالیت داری و کمی راجبشون توضیح بده ؟

.::. گــل یــخ .::. به آدرس http://www.persianliterature.persianblog.ir اولین و قدیمی‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین_حداقل برای خودم_ وبلاگ من هست؛ همون‌طور که اکثر دوستان می‌دونند، تمام حرف و درد و یاد و شعر و خاطره و خواب و خیال ‌نوشت‌های من رو شامل می‌شه.البته ناگفته نماند که توی این وبلاگم، سعی کردم هیچ وقت از غصه‌هام به اون پررنگی _که گاهی هستن_حرفی نزنم تا غصه روی دل کسی اضافه بشه ؛یعنی خواستم فقط و فقط انرژی مثبت بذارم توش... 

گل یخ دیگری به آدرس http://www.goleyakh.persianblog.ir که بعدها _ چون این آدرس حدود سه سال غیرفعال بود،بنا بر تمایل خودم و لطف دکتر بوترابی(مدیر عامل محترم گروه سایت‌های پرشین بلاگ) به من واگذار شد _ توی اون وبلاگ هم، با خودم عهد کردم فقط از موفقیت و شیوه‌های رسیدن به اون بگم؛ همون شیوه‌هایی که به خودم توی مسیر زندگی خیلی کمک کردند.

چهره‌های درخشان به آدرس http://www.shiningfaces.persianblog.ir  وبلاگ دیگری است که البته به صورت گروهی_واقعاً گروهی_ نوشته می‌شه و من با اجازه‌ی دوستان عزیز همکار، مدیر وبلاگ هستم.هدف من از راه انداختن این وبلاگ، بیشتراز همه، اجرای یه کار گروهی و بازسازی فرهنگ کار گروهی توی جامعه‌ی ایران ما بود که متأسفانه مدتی است خیلی از جنبههای قشنگ فرهنگ ایرانی رو فراموش کردیم و توی فرهنگ و کتاب غرب دنبالشون می‌گردیم و آخرشم بَه بَه و چَه چَه از اینکه اون‌ها چقدر می‌دونند و ...دلم می‌خواد تو این وبلاگ زندگینامه‌ی آدم‌های بزرگ(که نقش مثبتی توی فرهنگ و هنر و ورزش دارند) رو بنویسیم و قبل از اون که از بین ما بروند، یادشون رو گرامی بداریم تا یه روز به خودمون نیایم و همه جا ببینیم نوشته: تا نگاه می‌کنی وقت رفتن است/قیصر امین‌پور... [دوستانی که تمایل به همکاری دارند، می‌تونند با من تماس بگیرند.] 

بهترین دوست جونای وبلاگ نویس به آدرس http://www.doost_joona.persianblog.ir وبلاگ گروهی دیگر ماست و من یکی از مدیران اون هستم.اما هنوز اون چیزی که در نظرمون بوده نشده و راه زیادی در پیش داره.توی این وبلاگ هم دوست داریم هر هفته فقط درباره‌ی یک موضوع خاص_ در آینده به صورت تخصصی‌تر_ بنویسیم .

این‌ها وبلاگ‌هایی خودم بودند.احتمالاً به زودی در وبلاگ طرفداران پرشین بلاگ(فنز) هم خواهم نوشت؛ ولی هنوز خودمم نمی‌دونم چی؛ کدوم یکی از حرف‌های بی‌سروته من به درد طرفداران می‌خوره.

شهزاد :گل یخ در بین وبلاگهای فعال هست.در یک روز چند بار آپدیت می کنی و این آپدیت

زیاد در روز به خاطر قرار گرفتن در بین وبلاگهای فعاله و یا خودت دوست داری زیاد آپ کنی

بذارید از اولش بگم.تا قبل از اردیبهشت ماه1386(دقیقاً تولد یک‌سالگی وبلاگم) خیلی به ندرت_ اون هم توی صفحه‌ی دوم_ پیش می‌اومد اسم .::. گــل یــخ .::. رو جزو فعال‌ترین‌ها ببینید و من بدون نظم خاصی گاهی در روز یکی و گاهی چند تا آپدیت داشتم؛ گاهی هر روز، گاهی یه روز در میون.. اما حادثه‌ای که اون موقع برای من اتفاق افتاد و باعث شد کمی تا قسمتی خیلی زیاد،در حال پرپر شدن، افسرده بشم تا حدی که حتی همون موقع خداحافظی کنم و تا سه ماه نتونم حتی کامنت جواب بدم و به خاطر این غیبت طولانی از تمام دوستان عزیزم عذرخواهی می‌کنم_ هر چه بگندد نمکش می‌زنند،وای به روزی که بگندد نمکش:فکر کن گل یخی که همیشه انرزی مثبت می‌داده،حالا خودش بیاد از غصه بگه، چی می‌شد؟پس صلاح دیدم یه مدت کمتر بنویسم_ باعث شد ماهی یک بار و اون هم بیست تا آپدیت داشته باشم _ چون به زور می‌تونستم وبلاگم رو به روز کنم و در واقع می‌خواستم ازش دل بکنم ولی نمی‌شد و دلم می‌خوست بیشترین حرف‌‌هایی رو که می‌شه گفت توی همین فرصت یک بار در ماه، بگم و همین روند تا ماه‌ها ادامه پیدا کرد تا حدود دو سه ماه پیش که حال و هوای خودم طبیعی شده بود و از طرفی متوجه شده بودم اگر بیست تا آپدیت داشته باشم، راحت‌تر توی صفحه‌ی اول خواهم ماند تا چند روز؛ پس به این روال ادامه دادم و هر هفته یک بار با بیست تا مطلب جدید .::. گــل یــخ .::. رو به روز می‌کنم. در واقع مطالب رو در طول هفته برای خودم یادداشت یا تایپ می‌کنم و آخر هفته توی وبلاگ قرار می‌دم.راستش وقتش هم ندارم هر روز بخوام آپدیم کنم؛ یعنی گاهی برنامه خودم با آپدیت هر روز جور در نمی‌یاد.این روند رو دوست دارم...

شهزاد :در همه جلسه هایی که برای پرشین بلاگ تشکیل میشه شرکت می کنی ؟ و

نحوه برقراری این جلسه ها چه طوریه و راجع به چه چیزهایست ؟

بیشتر جلسات به مناسبت‌های خاص برگزار می‌شه و طی اطلاع رسانی‌هایی که توسط خود پرشین بلاگ انجام می‌شه، تمام دوستان وبلاگ نویس می‌تونند شرکت کنند و من هم خوشحال می‌شم بتونم یکی از مهمانان پرشین بلاگ در این همایش‌ها باشم.گاهی هم جلساتی برگزار می‌شه و در اون درباره‌ی مطالب خاص_مثلاً امکانات جدید پرشین بلاگ برای کاربران_ بحث می‌شه.

شهزاد :به نظر تو رمز موفقیت در وبلاگ نویسی چیه ؟

اولین و مهم‌ترینش، رعایت آداب و رسوم وبلاگی هست،در قبال خوانندگان و وبلاگ نویسان دیگر؛در قبال خوانندگان یعنی اینکه: من به عنوان نویسنده‌ی یک وبلاگ، نظر خواننده‌ی وبلاگم رو بخونم و بهش احترام بگذارم و گاهی بنا به درخواست بیشتر خوانندگان حتی تغییرات بنیادی در وبلاگم ایجاد کنم تا بهتر به دل خواننده بنشینه و بیشترین سود رو ببره؛ مثلاً خودم اگر بدونم که بیشتر خوانندگانم از موسیقی توی وبلاگم راضی نیستند، اون رو حذف می‌کنم؛ چون نظر خوانندگانی که نزدیک دو سال توی شادی و غم‌هام با من بودند و باعث پیشرفت من شدند، خیلی برام مهم هست.اگر می‌بینی توی وبلاگ من طنز و شوخی و جدی و رسمی و محاوره و دل‌نوشت و ... همه هست، به خاطر اینه که می‌خوام خواننده‌ی وبلاگ با هر سلیقه‌ای که داره، یه چیزی رو که دوست داره بخونه و ازش لذت ببره یا بیاموزه_ اگر نکته‌ی آموزنده هم در وبلاگم باشه_ و به نظرم این می‌تونه یکی از رموز موفقیت باشه که وبلاگ‌نویس برای تمام خوانندگان هدیه‌ای در نظر بگیره. در قبال وبلاگ‌نویسان دیگر یعنی اینکه:

۱-من همون‌طور که انتظار دارم دیگران مطالبم رو بخونند و نظر بدهند،خودم هم به وبلاگشون سر بزنم و مطالب رو بخونم و در حد توان و سواد، نظر مناسب بنویسم. نباید انتظار داشته باشم_ حتی به بهانه‌ی مشغله_ که هر روز آمار بازدید وبلاگم بالاتر بره، ولی من به هیچ وبلاگی سر نزنم یا به ندرت سر بزنم.

۲-در مورد تبادل لینک هم ادب و رسم وبلاگ‌نویسی حکم می‌کنه اگر دیدم دوستی لینک من رو توی وبلاگش قرار داده و با ولاگ من ارتباط برقرار کرده و از من دعوت می‌کنه برای تبادل لینک و رفت و آمد،درست نیست من دعوتش رو نپذیرم و لینکش رو نگذارم توی وبلاگم.

۳- وجه دیگر این مسأله اینه که : اگر کسی تمایل به تبادل لینک با من نداشته باشه، ادب وبلاگی حکم می‌کنه خیلی اصرار نکنم؛ چون بعضی از دوستان وبلاگ‌نویس مطالب رو فقط به عنوان نوشته‌های خودشون دوست دارند ثبت کنند و علاقه‌ای به این روابط ندارند.

با اینکه اسم این دنیا، دنیای مجازی است، اما تجربه‌ی خودم و بیشتر دوستان ثابت کرده که وبلاگ‌نویس هر چه بیشتر توی وبلاگ از خودش اطلاعات دقیق و شناسنامه‌ای بده،مثل نام و نام خانوادگی و در صورت امکان قرار دادن عکس، خواننده‌ها در ارتباط برقرار کردن با او راحت‌تر خواهند بود و در همان قدم‌های ابتدا به او اعتماد می‌کنند.

شهزاد : چند وبلاگ موفق را نام ببر و بگو چرا ؟

مرز رسیدن به موفقیت رو من نمی‌تونم برای کسی تعیین کنم؛ هر وبلاگ‌نویسی اگر به اون هدفی که از وبلاگ‌نوشتن داشته، رسیده، پس موفق بوده .فقط می‌تونم بگم‌.::. گــل یــخ .::. موفق بوده؛ چراکه تونسته دل‌های زیادی رو جذب کنه.  

شهزاد : یکي از پست هات راجع به گذشت بود . می تونی کمی از گذشت برامون بگی ؟

زیبایی گذشت رو نمی‌شه حس کرد؛ مگر اینکه توی سخت‌ترین شرایط، از بهترین چیزهایی که داری به خاطر سعادت یه نفر دیگه، بگذری و اون رو مقدم بر خودت بداری.گذشت توی مادیات کار سختی نیست؛بلکه توی معنویات، گذشتن از زیباترین‌هایی که حق مسلم خودت می‌دونی، یه موفقیت هست و این یعنی اینکه تو فهمیدی خدا کجای ماجرا ایستاده و داره نگاهت می‌کنه و در واقع این شرایط ، همیشه جزو مهم‌ترین آزمون‌های الهی است!

شهزاد:این سوالی که می پرسم مسلماً پرسش خیلی هاست.عاشق شدی؟چه مزه ای بود ؟

من به دفعات زیاد عاشق شدم و هر بار یه چیزهای بیشتری رو دیدم و یاد گرفتم که بهم انرژی زیادی تو زندگی داده و به خدا نزدیکترم کرده.وقتی بعد از یه عشق قشنگ و پاک تنها می‌مونی و خدا رو روزی هزار بار از ته دل صدا می‌زنی که خدایا! چرا این جدایی باید نصیب من بشه؟ من که خوب بودم؟ من که مهربون بودم؟، خدا دستش رو می زنه زیر چونه‌اش و با مهربونی نگاهت می‌کنه و می‌گه: حالا می‌یای پیشم،می‌دونی چند وقته حتی صدام نکردی؟ خوب من هم دل دارم، دلم برای صدای قشنگت تنگ شده بود... صبر کن تا یه عشق بزرگ‌تر برات آماده کنم، تو حالا اونقدر بزرگ و قشنگ شدی که بتونی عشق رو مثل نفس توی دل آدم‌ها بدمی و بهشون حیات بدی.من می‌خوام تو هم مثل خودم خدا بشی! اون برای تو کم بود...

اونقدر خوشمزه هست که دلم بخواد هر روز یه عشق جدید رو مزه کنم.حتی اگر خدا بگه: یه لحظه طعم یه عشق رو مزه می‌کنی،یک روز قشنگی‌ها و لذت‌های عشق رو کنار معشوق حس خواهی کرد و تا یک عمر در غم هجرانش اشک خواهی ریخت؛ آیا می‌پذیری؟ با جون و دل می‌پذیرم... چون می‌دونم همون چند لحظه اونقدر سرشار از حیاتم می‌کنه که تا پایان عمر طعم شیرینش رو از یاد نبرم!

می‌خوام بگم اگر آدم‌ها معنای عشق رو به معنای واقعی بدونند، هیچ وقت دلشون نمی‌خواد و آرزو نمی‌کنند که حتی از غصه‌ها و هجران‌های قبل و بعدش فارغ بشوند.

من عاشق این ترانه هستم:

می‌شه خدا رو حس کرد / تو لحظه‌های ساده / تو اضطراب عشق و / گناه بی‌‌اراده

خدا آدم‌ها رو خلق کرده تا عشق رو به هم ابراز کنند و این انرژی سیال رو که دایره‌وار می‌گرده و به خودشون برمی‌گرده رو در تمام کائنات پخش کنند تا همه چی با سرعت و قدرت بیشتر به تعالی خودش برسه.مثل دانه‌ی گندم که هر چه بهتر ازش مراقبت کنی، هنگام برداشت، گندم‌های زیباتر و پرقوت‌تری بهت می‌ده!

شهزاد :چند یار همیشگی وبلاگت رو بگو :

بذار بعضی از سؤالاتت رو به صراحت جواب ندم؛ چون الان چشم‌های زیادی به لب‌های گل یخ دوخته شده و نمی‌خوام به صرف گفتن من، توجه به وبلاگی زیاد بشه و وبلاگ‌های خوب دیگه نادیده گرفته بشن! از طرفی، این کاملاً سلیقه‌ای است که من از کدوم وبلاگ خوشم می‌یاد و تو از کدوم وبلاگ؟ شرمنده‌ی گل روی ماه شهزاد عزیزم که یکی از همیشگی‌ترین‌هاست برای خودم و بلاگم...

ولی دلم می‌خواد 3 تا از وبلاگ‌های خوب رو نام ببرم که نوشته‌هاشون کمک زیادی برای من بوده و تأثیر زیادی روی نوشته‌های من داشته و از روز آشنایی تقریباً تمام مطالبشون رو خوندم:

شوق شاعری به آدرس http://www.cheshmeyenosh.persianblog.ir وبلاگی که از همان روزهای اول، نوشته‌هاش به دلم نشست؛ و به تازگی داره تأثیر خودش رو روی نوشته‌های من نشون می‌ده.از آقای نیما تابان تشکر می‌کنم که ناخواسته نوشته‌های زیباشون در زندگی ادبی من تأثیر شگرفی داشته.

پشت نقاب شب به آدرس http://www.saeedbizar.persianblog.ir که از اولین روزهای شروع به کار وبلاگم تقریباً مشتری هر روزه‌ی این وبلاگ هستم و خیلی از شعرهای وبلاگ که آقای سعید علیزاده گلچین می‌کنند، باعث شد دل‌نوشت‌های من رنگ شعر به خودشون بگیرند.مثلا در این چهار مصراع من که خیلی دوستش دارم:

حرف رفتن یه شکافه روی قلب صاف و ساده / فکر رفتن خیلی سخته واسه عابر بی‌جاده

حرف رفتن نمی‌مونه تو اگه بخوای بمونی / تموم دل‌واپسی‌هامُ از توی چشام بخونی  

مصراع اولش رو بدون تغییر از یکی از شعرهای این وبلاگ برداشتم و معمولاً هم این برداشت‌ها رو ذکر می‌کنم.

نم نم به آدرس http://www.father78.persianblog.ir یکی دیگر از وبلاگ‌های مورد علاقه‌ی من هست که خیلی از آشنایی من باهاش نمی گذره؛ ولی حتی تقسیم‌بندی نوشته‌هام به "دل‌نوشت"، "زیبانوشت"، "کوتاه‌نوشت"، "دست‌نوشت" و "غم‌نوشت" با تأثیر از "حرف"های این وبلاگ بوده. با این یادآوری رسماً از دکتر حامد رجایی نویسنده این وبلاگ، درخواست دارم نوشتن توی نم نم رو از سر بگیره؛ حداقل برای یک یا دو نفر وبلاگ‌نویس مثل من که تأثیر خوبی از نوشه‌هاشون دریافت کردیم.

شهزاد :از بین وبلاگهای محبوب و فعال چند وبلاگی که واقعاً شایستگی اون گروه رو دارن ، بگو :

اول اینکه: من کی هستم که بخوام درباره‌ی محبوب‌ها نظر بدم؟

دوم اینکه: همشون شایستگی دارند؛ چون واقعاً برای این مهم زحمت زیادی کشیدند و حق دارند توی این لیست‌ها قرار بگیرند؛ همون‌طور که می‌دونی خیلی‌ها رو من می‌شناسم و اون‌جور که ازشون شنیدم، وقت و انرژی زیادی برای وبلاگ‌هاشون صرف می‌کنند.

شهزاد : شعر یا جمله ای که همیشه میگی یا دوست داری ؟

حتی اگر تمام آدم‌های دنیا رو هم توی قلبت جا بدی، باز هم جا برای همه هست، اندازه‌ی یه دنیا!

شهزاد : بهترین تفریح برای تو چیه ؟

عاشق قدم زدن(پیاده‌روی) هستم.مطالعه رو خیلی دوست دارم.شرکت در مراسم شب شعر هم بهم انرژی زیادی می‌ده و مهم‌ترین نکته که داشت فراموشم می‌شد:دیدن یه دوست خوب(یه نفر که دوستش دارم)، سرشارم می‌کنه از خوشحالی و طراوت.

شهزاد : علاقه مندی ها :

رنگ : سفید - سبز - آبی

فصل : بهار - پاییز- زمستون- تابستون

نویسنده : خیلی ها مثل: عرفان نظرآهاری- پابلو کوئلیو

خواننده : احسان خواجه امیری- ترانه‌های غمگین رضا صادقی رو هم با تمام وجود درک می‌کنم و خیلی‌های دیگه...

ورزش : شنا- بسکتبال- تاب‌بازی –قدم‌زدن

موسیقی : ملایم و شورانگیز(انرژی دهنده)

غذا : قورمه‌سبزی- آش رشته- ماکارونی

درباره‌ی علاقه‌مندی‌ها من هر چیزی رو که بهم انرژی مثبت بده، دوست دارم؛ حالا می‌خواد چَه چَه بلبل باشه یا لبخند یه دوست!

شهزاد :راجع به این نوشتت در وبلاگت توضیح بده :

کوتاه نوشت ۲۸

مردها را دیر خواهی شناخت اگر

زنی به معنای واقعی نباشی !

 اگر ندونی زن یعنی چی، به زن بودن خودت ایمان نداشته باشی و به زن بودن خودت نبالی، هرگز مردی جذب اون بخش از زیبایی‌ها و لطافت‌‌های روح تو که ناشی از زن بودن توست، نمی‌شه و روحش رو بر تو آشکار نمی‌کنه، پس نمی‌تونی بشناسیش؛ ولی اگر بدونی زن مظهر زیبایی‌ها و لطافت‌های خداوندی(جمال او) است_ همان‌طور که مرد مظهر قدرت خداوندی(جلال) است_ و این امر رو در سرتاسر زندگیت جاری کنی(اون زیبایی‌ها و لطافت‌ها رو که خدا درونت نهاده تا سختی‌های زندگی آدم‌ها براشون رقیق و لطیف بشه رو به کار بگیری در جهت مثبت) و به این مسأله افتخار کنی که زنی هستی با این قدرت آفرینش و پرورش _ یادت نره:پشت سر هر مرد موفق و بزرگی ردپای زنی توانمند دیده می‌شه_ می‌تونی دنیای مردها رو توی دو تا دست کوچولوی خودت بگیری و خداگونه دنیا رو هدایت کنی به سمتی که دلت می‌خواد.

شهزاد : سوال و جواب های کوتاه :

خدا : از مادر مهربون تره و از پدر بزرگ تر !

مادر : تمثال مهربونی خدا روی زمین !

گل یخ : حالا دیگه مثل دختر کوچولوم دوستش دارم..عاشقشم.. تازگی زبون باز کرده، کم کم باید براش یه بابای مهربون با یه داداش کوچولوی نازنازی پیدا کنم!

زمستون : گل یخم اما / گریزون از سرما / بذار توی دستات / آب بشم از گرما  ؛ تا حالا حس کردی توی زمستون وقتی سرت رو روی یه شونه‌ی مهربون گذاشتی، دیگه هیچی از سرما نمی‌فهمی؟ عشق...

من قبول ندارم که "زمستون قشنگه از پشت شیشه"... به نظر من باید بری وسط برف‌ها و سرت رو به طرف آسمون بگیری که گوله‌های کوچولوی برف بخوره توی صورتت تا خنکیش تا زمستون بعد به پوستت طراوت بده!

آقای بوترابی : مثل یه پدر مهربون و یه راهنمای خوب سایه‌ی محبتشون روی سر خیلی از ما بلاگرهاست!

من : تو عزیز دلمی! خیلی وقته با هم رابطه‌ی عاطفی خوبی داریم و می‌دونی که رابطه‌ی عاطفی با یک نفر برقرار کردن، خیلی بیشتر از اینه که باهاش فقط دوست باشی... خلاصه خیلی دوستت دارم!

دوست : خیلی دوستش دارم و تا آخر دنیا براش کم نمی‌ذارم! 

شهزاد : چه نظری برای بهتر شدن وبلاگ مصاحبه و انتخاب یک وبلاگ برای مصاحبه داری ؟

به نظرم اگر دوستان بلاگر بیشتر همکاری کنند، بهتره. برای خودمون بهتره که با هم آشنا می‌شیم و از توانمندی‌های همدیگه آگاه.شایدم فامیل بشیم!(شکلک چشمک).

شهزاد :میگن شاید یه روز زود دیر بشه ... نظرت چیه ؟

من که چند وقته احساس می‌کنم خیلی وقته دیرم شده.باید زودتر بگم و برم..شاید به خاطر همینه که تازگی خیلی پرحرف شدم.

شهزاد : و حرف آخر :

حرف  آخر از اول: ممنونم از سؤال‌های به جا و قشنگت!

حرف آخر از وسط: من درباره‌ی «خدا» ، «زن» و «عشق» ، حرف‌های زیادی برای گفتن دارم که توی پُست‌های جداگانه در وبلاگم خواهم نوشت.

حرف آخر از آخر: از دوستان عزیزم درخواست دارم در صورت امکان، لینک وبلاگ من رو به همین شکل در وبلاگ‌های نازشون قرار بدهند: .::. گــل یــخ .::.

آخرین حرف آخر: از دکتر مهدی بوترابی تشکر می‌کنم که این امکان را به ما وبلاگ‌نویسان داده‌اند که بتونیم حرف‌های خودمون رو بگیم.

نمی‌دونم این مسأله فقط در مورد من صدق می‌کنه یا بعضی‌های دیگه هم چنین حسی دارند: من با پرشین بلاگ زندگی کردم، توی این یک‌سال و هشت‌ماه وبلاگم قسمتی بزرگ _ اگر نه تمام _ از زندگی من بوده و هیچ وقت نتونستم خودم رو راضی کنم که ازش دل بکنم.پرشین‌بلاگ برای من یک کلاس درس بوده که توانایی‌های من رو شکوفا کرده و برای من زمینه‌ی رشد رو فراهم کرده.از پرشین‌بلاگ تشکر می‌کنم.

پرشین‌بلاگ باعث آشنایی من با دوستان خیلی خوبی شد، زمینه‌ی آشنایی با جلسات نقد کتاب و آقای سید مهدی موسوی به آدرس http://www.bahal3.persianblog.ir  رو برام فراهم کرد، آشنایی با جلسان نقد وبلاگ و در نهایت شرکت در کلاس‌های داستان‌نویسی آقای درخشنده که همیشه دلم می‌خواست یه روزی بتونم داستانی بنویسم که حرفی برای گفتن داشته باشه...

ببخشید سرتون رو درد آوردم! روی ماه تمام دوستان رو می‌بوسم!

سبز باشید و موفق و سعادتمند و پایدار... کریسمس رو هم به دوستان مسیحی تبریک می‌گم.

                                             ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

من واقعآ تشکر می کنم از فاطمه عزیز به خاطر جواب های کامل و قشنگشون ...

و از طرف وبلاگ مصاحبه برایت آرزوی بهترین ها رو داریم .

خوب دوستان برای با خبر شدن از آپدیت این وبلاگ آیدی mosahebeh_persianblog را

می تونید ادد کنید . سبز سبز باشید .

تا مصاحبه بعدی خدانگهدار.

شهزاد