... نگاهت را غلاف کن!

در این چهار دیواری که چیزی نیست!

حتی اگر خدا هم٬

جانم را بخواهد!

باز هم تیغ تیزی نیست...

پگاه...

امانت عشق

درود...

این اولین پستی که براتون می نویسم . انتخاب یک وبلاگ بین این همه وبلاگ کار خیلی مشکلیه اما تصمیم گرفتم با نویسندگان خوب و با استعداد وبلاگ امانت عشق مصاحبه ای انجام بدم.این قسمت اول این مصاحبه است که با یکی از نویسندگان انجام شده و در پست های آینده قسمت دوم آن گذاشته خواهد شد.

امیدوارم از این مصاحبه خوشتون بیاد:

با سلام و خسته نباشید.امیدوارم که سال خوبی رو شروع کرده باشید.برای شروع خواهش میکنم که یک بیوگرافی از خودتون بگید.

من پگاه صادق طالقانی هستم.البته گفته باشم که اهل طالقان نیستم .متولد ۳۰/۲/۱۳۶۸ و در حال حاضر پیش دانشگاهی رشته ی ریاضی می خونم و ساکن تهران هستم. من و شهرزاد باهم دوستای قدیمی هستیم از دبستان تا حالا.

چطور شد که باهم تصمیم گرفتین وبلاگ درست کنین؟

خب من و شهرزاد توی یک انجمن به قول معروف کذایی عضو بودیم! اونجا خیلی ها وبلاگ داشتن و من و شهرزاد هم دلمون می خواست که باهم وبلاگ بزنیم که این کار رو بامداد برامون انجام داد.

چند وقته که می نویسید و اصلا چرا سپید نویسی رو انتخاب کردین؟ راستش من فکر میکنم نوشته هاتون نسبت به قبل خیلی پخته تر و حرفه ای تر شدن. میشه راجع به سبک نوشتنتون یه مقدار توضیح بدین؟

۲۴ مرداد امانت عشق ۳ساله میشه. خب شعر نوشتن من و شهرزاد از دوم راهنمایی شروع شد. یک معلم سخت گیر توی انشا داشتیم. همون معلم باعث شد که من و شهرزاد شروع به نوشتن کنیم. دلیل خاصی سپید نوشتن ما نداره. شاید برای این که نوشتن شعر رو با انشا شروع کردیم و شاید برای این بود که اون موقع زیاد ترانه نویسی تا اون جایی که من میدونم رواج نداشت و کتابی راجع به ترانه نبود و بیشتر ما هم شعرهای سپید می خوندیم. راجع به پختگی شعرهامون بیشتر مدیون اون دوستایی هستیم که کارای ما رو خوندن و نقد کردن. همین باعث پیشرفت ما بوده.

اسم وبلاگتون رو باهم انتخاب کردین؟

اسم وبلاگ رو من به شهرزاد پیشنهاد دادم و اون هم پذیرفت. امانت عشق اسم یک رمان هست با نویسندگی فریده شجاعی. یکی از بهترین رمان هایی بود که من خونده بودم. اوایل وبلاگ نویسیمون من یک خلاصه راجع به داستانش نوشته بودم.

بیشترین نظراتی که تا حالا داشتین چند تا بوده؟

فکر میکنم اون موقع که وبلاگ جز وبلاگهای برتر شناخته شده بود حدودا تا نزدیکای ۲۰۰نظر اومده بود.

تا حالا شده که بخواهید وبلاگتون رو ببندید و یا وبلاگاتون رو از هم جدا کنید؟

نه اصلا حتی این فکر هیچ وقت به ذهنمون هم نمی آد که به خواهیم امانت عشق رو ببندیم یا اینکه اصلا جدا شیم.

تقریبا یک یا دو سال پیش بود که وبلاگ امانت عشق جز وبلاگهای برتر پرشین بلاگ شد چرا این موفقیت تکرار نشد؟

نمی دونم شاید برای اینکه امسال وقت به روز کردن وبلاگمون رو نداریم و زیاد نمی تونیم به دوستای خوبمون سر بزنیم. اما شاید بعد از کنکور این موفقیت تکرار بشه.

اولین پست وبلاگتون رو کی نوشت؟

اولین پست وبلاگمون رو بامداد نوشت. یک عکس و یک نوشته ی یک خطی: « این وبلاگ پگاه و شهرزاد! من سامان هستم این پست رو نوشتم بعدا خود ِ پگاه و شهرزاد خواهند نوشت».

چه کتابایی بیشتر می خونید؟ نویسنده یا شاعرای محبوبتون کیا هستن؟

بیشتر رمان می خونم و کتاب شعر. شاعر مورد علاقه ی من : سهراب سپهری٬ فروغ فرخزاد٬ حمید مصدق٬ احمد شاملو و از شاعرای الآنم به شعرهای مهدی موسوی خیلی علاقه دارم.

از کدوم هنرپیشه ها و خواننده ها خوشتون میاد؟

از بازیگر ها کلا خوشم نمی آد اما خواننده های ایرانی از احسان خواجه امیری٬ ایلیا منفرد٬ مهدی یراقی٬ فرامرز اصلانی٬ داریوش و رضا صادقی.

نظرت راجع به ترانه چیه؟ تا حالا ترانه نوشتی؟ فکر می کنی ترانه هایی که این روزا اجرا میشه ماندگاریه ترانه های ۳۰-۲۰ سال پیش رو دارن؟

ترانه که تا حالا نوشتم. خودتم خوندی. اما بی وزن. زیاد با ترانه جور نیستم. ترانه نوشتن خستم میکنه. اما راجع به ترانه های الآن٬ ترانه های خیلی خوبی داریم که می تونه از ترانه های ۳۰-۲۰ سال پیش ماندگار تر بشه.

به نظر شما در داخل ایران بهترین ترانسرا ها کیا هستن؟

خب الآن فکر میکنم ترانه های دکتر افشین یداللهی بیشتر سر و صدا داره و از حق نگذشته ترانه های ساده و به دل نشستنی هستن. روزبه بمانی٬ نادر بختیاری(البته نه همیشه) میثم یوسفی(نه همیشه) و کوروش سمیعی!

تا حالا شده از کسی دلخور بشین و هرگز اونُ نبخشید؟

من کلا دختر خیلی حساسی هستم و زود از همه ناراحت  میشم اما به دل نمی گیرم. تو زندگیم یکیُ فقط نبخشیدم که اونم اصلا الآن ازش کینه ای به دل ندارم.

یکی از محبوب ترین شعر هاتو بگو؟

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم!

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من

                             آرام

                                  آرام

خش خش گاه تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق این پندارم

که چرا

               خانه ی کوچک ما

                                   سیب نداشت

                                                   «حمید مصدق»

شهرزاد رو در یک جمله توصیف کن.

شهرازد یک دختر مهربون کمی تودار.

این کلمه هایی رو که میگم شما هرچی به ذهنت رسید بگو:

خدا : تنها پناهی که هیچ وقت ویرون نمیشه

عشق: هجی کن برام! اگه هجی شد میگم یعنی چی.

حسین پناهی : راز ِ بیدار ِ نازی!

پرپرواز: برای همیشه بسته شد

باران: بی چتر٬ خیس

خیانت: بازی با خون!

پرشین بلاگ: با همه خرابی ِ سیستمش دوسش دارم!

و حرف آخر.

ممنونم ازت الناز عزیزم. امیدوارم همیشه موفق و دست پُر ترانه باشی. در پناه همان پناهگاه.

امانت عشق