به نام خدا

ضمن عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات همه شما عزیزان

اول از همه برای تاخیری که در بروز رسانی وبلاگ به وجود آمد عذرخواهی می کنم، و باید خدمت همه شما دوستان عرض کنم که طبق توافقی که بین نویسندگان وبلاگ مصاحبه صورت گرفت قرار بر این شد که از ماه آینده یک قسمت نظر خواهی در وبلاگ گذاشته شود که برای انتخاب وبلاگنویسان مشکلی نداشته باشیم.

خوب بریم سر اصل مطلب و مصاحبه این هفته...

- - - - - - - - - -

با سلام خدمت آقا بهنام عزیز با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه مبارک

امیدوارم بتونیم لحظات خوبی رو کنار هم داشته باشیم. و بیشتر باهم آشنا بشیم. بریم سر سوالات

- خوب این آقا بهنام مثه همه مصاحبه ها یک بیوگرافی از خودتون برای ما بگید.

نامم بهنام، شهرتم کیهانی. متولد 23/ اسفند /61 صادره از تهران، نیمدونم دانشجو یا شایدم به قول بعضی ها مهندس، در بین چهار نفر اعضای خانواده، کوچکترین و در یکی از غربی ترین نقاط تهران زندگی را تجربه می کنم.

- از کی وبلاگ نویسی را شروع کردید و چطوری با پرشین بلاگ آشنا شدین؟

تا اونجا که یادم میاد تیر 82 بود که نوشتن در بلاگ اسکای رو تجربه کردم و بعد از اون وارد پرشین بلاگ شدم و همزمان نوشتن در پرشین رو هم تجربه کردم و همچنین نحوه آشناییم با پرشین بلاگ از طریق یکی از دوستانم صورت گرفت.

- هدفت از نوشتن چیه؟

نوشتن بهانه های گاه و بی گاه دلم....

- تغییرات جدید پرشین بلاگ تونسته تا حدی رضایت شمارا جلب کند و اگر پیشنهادی برای بهتر شدن دارید بگید؟

به قول خودتون تا حدی بله، پیشنهاد که زیاده ولی نمیدونم کدوم رو بگم.

- نظرت در مورد حرکت های جدید پرشین بلاگ در جهت ارتباط بیشتر با کاربرانش چیه؟ و آیا پیشنهادی برای بهتر شدن داری؟

نظر خاصی ندارم. وچون نظری ندارم قضیه پیشنهاد هم منتفی میشه.

- فکر میکنی چرا پرشین بلاگ به عنوان بهترین و محبوبترین سرویس وبلاگ نویسی در ایران شناخته شده؟

به خاطر قدمش و اینکه در این چهار سال- پنج سال یوزرهای بسیاری رو ساپورت کرده،که همین امرباعث محبوب شدنش میشه.

- بهترین و بدترین خاطره ای که از وبلاگت داری رو میتونی بگی؟

خاطره بدی که فکر نمی کنم،خاطره خوب هم آشنا شدن با وبلاگ مرجان مهربونم که سرآغاز یک عشق ماندگار و همیشگی شد.

- چرا تو وبلاگت لینک دوستان رو کم گذاشتی؟

تقسر مرجانِ که برام نگذاشته!

- تاحالا شده تو زندگی شخصیت به جایی برسی که فکر کنی دیگه آخرشه؟

تا قبل از آشناییم با * شور و عشق زندگیم * بله. و لی بعدش هرگز.

- یه سوال خیلی فضولی.. میتونی اگه نخواستی جواب ندی ( از کی و چطوری با مرجان خانم آشنا شدی؟ و آیا عاشقشی یا دوسش داری؟)

همون طور که قبلاً گفتم دوسال و نیم پیش از طریق وبلاگ.

در مورد قسمت دوم سوالتون هم باید بگم که بستگی داره عاشق بودن و دوست داشتن رو چطور معنی کنید. ولی فکر می کنم در احساس من هر دوی این مهبت ها نهفته ست.

- بهترین و بدترین حادثه زندگیت؟

بهترین حادثه آشنا شدن با مرجانم، بهترین بهونه ی زندگیم.

بدترین حادثه زندگیم از دست دادن یکی از نزدیک ترین بستگانم.

- یک بیت شعر که خیلی باهاش خاطره داری؟

دست از طلب ندارم تا کام من برآید    یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

- به نظر تو زندگی زیباست یا مرگ؟

به نظرم هردو یه زیبایی دارن و فرقش اینه که زیستن رو تجربه کردیم ولی مرگ رو تجربه خواهیم کرد.

خوب آقا بهنام گل اگه آماده ای بریم سر سوالات یک کلمه ای....

خدا: یکتای هستی بخش

مادر: محرم راز

پدر: استوار

ایران: به خاکش مدیونم

مرجان: امید و آروزی زندگی من، یا به تعبیری بهتر، همه هستی من.

علی دایی: هنوزم الگوی خیلی از پسر بچه هاست.

بهشت: جنت

گناه: سوحان روح

ماه رمضان: رحمت و روشنایی

آبیته یا قرمزته؟: آبییته

بهترین شکلک یاهو مسنجر: ;))

دروغ: زوال

چت کردن؟: اگه با مرجانم باشه دوست دارم.

حرف آخر:

در انتها از شما دوست خوبم و تمام مسئولان پرشن بلاگ تشکر می کنم. با امید پیشرفت روز افزون این مجموعه صمیمی.

بدرود.

با تشکر از آقا بهنام عزیز که وقتشون رو به ما دادن..... آروز می کنم که همیشه عشقش پایدار و ذلال باشه مثه الان...


التماس دعا